مدیر سایت علمی, جالب, آموزشی ۱۰ ساعت قبل

    برای تشخیص افکار مزاحم رویارویی با آنها نخست می بایست منبع این دست افکار و در مرحله بعد عکس العمل ‌ فرد به وقت درگیری با آنها را تحلیل کرد. همه افراد در بعضی اوقات  با ورود افکار مزاحم برخورد  می کنند، ولی آنچه کنترل ذهن را سخت می کند اضطراب است، چرا که اضطراب عکس العمل های نامناسب دیگری را باعث می‌شود. تلاش فردی که اضطرا ب دارد برای انحراف ذهن افکار را با شدت بیشتری به ذهن او بازمی گرداند. همچنین به شکل گیری  افکار مزاحم دیگر کمک می‌کند. پس   بهترین گزینه  در درجه اول کنترل اضطراب است.

    دکتر دانیل وگنر (Daniel Wegner)، روانشناس آمریکایی ، تحقیقات گسترده‌ای در مورد افکار مزاحم انجام داده و به این نتیجه دست پیدا کرده  که فرار از افکار مزاحم به مقاومت  آن در ذهن دامن می‌زند. به تعبیر دیگر هر قدر تلاش بیشتری برای فراموش  یا سرکوب کردن افکار نامناسب انجام گیرد، وجود  آن افکار در ذهن بیشتر می‌شود.

    به عنوان نمونه تلاش برای حفظ یک راز سبب می‌شود بیشتر به آن توجه  کنیم و همین سعی و تلاش  ما را بیشتر به بازگو کردن آن وسوسه می‌کند. این همان سازوکاری است که  در بعضی  از افرادی که رژیم غذایی برای  لاغری را آغاز کرده‌اند عمل می‌کند و آنها را همواره  به فکر کردن به خوراکی‌ها و کنارگذاشتن رژیم لاغری مجبور می کند .

    بعضی افرد  نیز از ترس مبتلا شدن به بیماری یا اینکه  از دست دادن نزدیکان و اتفاقات  طبیعی مثل  زلزله، سیل و توفان آزار می بینند  که این مهم  از اهمیت و تمرکز بیش از اندازه و بی‌تناسب به احتمال وقوع  رخداد در آینده ناشی می‌شود

    دکتر وگنر می‌گوید که افکار مزاحم در واقع پیامد اختلالات و ناخوشنودیهایی است همچون  حس گناه، خستگی و اضطراب.

    نیکلا سرازن روانشناس اهل  فرانسه در کتاب “چگونه از افکار مزاحم و وسواس گونه رهایی یابیم” می گوید : «افکار مزاحم، ناخواسته و وسواس‌گونه منبع پریشانی و آشفتگی هستند و می‌توانند به آسانی  با ایجاد سوال های  تکراری در ذهن زندگی را مختل کنند.

    سرزان  معتقد است انسانهایی  که از اضطراب مزمن آزار می بینند   خطرات  زیادی  را در اطراف خود احساس  می‌کنند که احتمال حادث شدن آن گاهی به صفر نزدیک است. آنها نمی توانند توجه‌شان را به مباحثی به  غیر از آنچه آنها را دچار ترس و نگرانی  می‌کند متمرکز شوند.

    به وقت وقوع افکار مزاحم توجه به چند مورد دارای  اهمیت است: تشخیص  افکاری که بیش از همه  به ذهن‌مان وارد  می‌شوند، ارزیابی اهمیت آنها، تشخیص  و سنجش تطبیق آنها با واقعیت

     

    دکتر حدیث توکلی، روانشناس و پژوهشگر، در مصاحبه با دویچه وله می‌گوید : افکار آزار دهنده ومزاحم در دو زمان بیش از دیگر مواقع به ذهن افراد وارد  می‌شود ، یکی شب موقع خواب که سبب  می‌گردد انسان دچار بی‌خوابی، اختلال خواب یا دیدن کابوس گردد و دوم موقعی که کارهایی انجام می دهیم که  به تمرکز نیاز دارد و یا مثل درس خواندن ، رانندگی و یا ظرف شستن یکنواخت است . با بررسی این  موارد می‌توانیم  به راههای  مناسبی  برای از بین بردن  افکار مزاحم دست بی یابیم .

    دکتر توکلی چند راهکارآسان  برای کنترل این افکار پیشنهاد می‌کند : تهیه لیستی از افکار استرس‌زا و اولویت‌بندی آنها  با توجه به میزان تکرارآنها در ذهن، زدودن  افکار با نوشتن آنها روی کاغذ، ریلکسیشن یا همان تمدد اعصاب

    دکتر سرازن نیز به چند راهکار برای کنترل این دست  افکار اشاره می‌کند.

    منحرف کردن ذهن

    وقتی  که افکار مزاحم در  ذهن انسان  می نشیند ، این خود اوست که اجازه حضور  آنها را در ذهن می‌دهد. یکی از راه‌های برخورد  و مقابله  با این دست افکار تغییر مرکز توجه از افکار منفی  و آزار دهنده به رخدادها یا فعالیت‌های سازنده وجای  دادن افکار مثبت به جای افکار منفی در همان فضای اشغال‌شده در ذهن است که به تمرکز زیادی هم نیاز نداشته باشد.

    اگر فکر به چیز دیگری منحرف گردد بهتر از آن است که ذهن آشفته و سرگردان باشد، چرا که سرگردانی بدون هدف ذهنی ناراضی ومشوش به  همراه خواهد داشت . پس بهتر است که انسان  به یک موضوع توجه کند. به عنوان مثال شنیدن یک قطعه موسیقی و یا حتا تماشای یک برنامه جالب تلویزیونی .

    پذیرش

    آنچه سبب می‌شود فرد به تکرار به افکار منفی گرایش پیدا کند، عدم پذیرش اتفاقی  است که احتمال آشکار شدن آن را می‌دهد. قبول یک رخداد به جای طفره رفتن مناسب ترین شیوه ی رویارویی با افکار مزاحم است. وقتی که فرد آخر هر اتفاقی را تصور کند و آن را بپذیرد آرامش به جای  خشم و نگرانی می‌نشیند .

    خوگرفتن

    انسان برای ادامه زندگی باید بتواند خود را با اتفاقهای ناخوشایند تطبیق دهد، به خصوص  وقتی  که این اتفاقها مدام  رخ می‌دهند. وگنر می‌گوید که انسان قادر نیست  به چیزی که از آنفرار می کند، خو بگیرد. علت این مسئله واضح است افکار منفی و آزار دهنده و پیامدهای آن همچون اضطراب امکان خو گرفتن را از ما می گیرد. رویارویی با افکار، بدون تلاش برای گریز از آنها، کم کم واکنش های ناخوشایند ناشی از این افکارکه  بر بدن ما تحمیل شده را کاهش می‌‌دهد.

    چارچوب‌بندی

    هنگامی که انسان درگیر افکارمنفی و بد  می‌شود، به جای مبارزه یا تلاش در فراموش کردن آن می تواند محتوای آن را دریک چارچوب قرار دهد، از ابتدا طراحی کند و اطلاعاتی را  درباره ی آن جمع‌‌‌آوری کند. این عکس العمل سبب می‌شود ترس و فشار برآمده  از افکار مزاحم به مرور  خنثی شود.

    خانم دکتر توکلی به روش های  کمکی دیگری مانند مراقبه (مدیتیشن)، نوشتن وانتقال  افکار روی کاغذ به شکل عادتی روزانه و همچنین  نفس‌های عمیق و منظم اشاره می‌کند.

    مراقبه یا  همان مدیتیشن به نگرش خالی از  قضاوت می‌انجامد وباعث می شود افکار مزاحم به جای  دیگری انتقال یابند. این راه هم برای روبرویی با افکار منفی و تکراری بسیار  مفید است و هم اینکه بهبود  تمرکز حواس را بالا می برد.

    نوشتن در باره افکار و احساسات سبب می شود سلامتی جسم و روان افزایش یابد. بهره بردن از تکنیک «بنویس، بخوان و پاره کن» می‌تواند انسان را برای روبرویی با افکار مزاحم و تکراری کمک کند. نفس عمیق نیز نخستین و سهل ترین کاری است که فرد در این دست  مواقع می‌تواند انجام دهد. تنفس به انسان آرامش می‌دهد و او را به زمان حال و البته  طبیعت اطرافش پیوند می‌دهد .

    این روانشناس همچنین به راههایی  مانند به تأخیر انداختن فکر کردن اشاره می‌کند :

    می‌شود نگرانی اش  را نیم ساعت به تأخیر بیاندازد. برای نمونه از فرد مضطرب خواسته

    آنچه همه اینروش ها را بر ما نمایان  می‌کند این است که بعضی اوقات تلاشی که انسان برای رهایی از افکار منفی می‌کند ، زیانش از خود آن افکار بیشتر است. در ‌واقع تغییر نگرش و رفتار فرد و مدیریت ذهن است مهم است .

     

    یرگرفته از دویچه وله

     

    لطفا امتیاز بدهید

    بدون برچسب

    ۲ بازدید کل ، ۲ امروز

      

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت خبری 3 محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس