به من گفتند تنها بیا: اولین زنی که با یک فرماندۀ ارشد داعش مصاحبه کرد و زنده ماند

     

    سعاد مخنت، هافینگتون‌پست — ملاقات با داعش، ترکیه، ۲۰۱۴.

    به من گفتند تنها بیا. نباید کارت شناسایی می‌بُردم و باید تلفن همراه، دستگاه ضبط صدا، ساعت و کیفم را در هتلم در انتاکیۀ ترکیه جا می‌گذاشتم. فقط می‌توانستم دفترچه و خودکار ببرم.

    در عوض، می‌خواستم با یکی از مهره‌های پرنفوذ حرف بزنم، کسی که بتواند استراتژی درازمدت دولت اسلامی عراق و شام یا داعش را توضیح بدهد. تابستان ۲۰۱۴ بود، سه هفته پیش از آنکه این گروه با انتشار ویدئوی سربُریدن روزنامه‌نگار آمریکایی، جیمز فولی، در اینجا مشهور شود. حتی همان زمان هم حدس می‌زدم که داعش به بازیگر مهمی در دنیای جهاد در جهان تبدیل خواهد شد. من روزنامه‌نگاری بودم که ستیزه‌جویی اسلامی در اروپا و خاورمیانه را برای نیویورک‌تایمز، خروجی‌های خبری مهم آلمانی‌زبان و اکنون واشنگتن‌پست، پوشش می‌دادم؛ دیده بودم که در دنیای خلق‌شدۀ پس از حملات یازده سپتامبر، دو جنگ به رهبری آمریکا، و تحولاتی که اکنون به بهار عربی مشهور شده‌اند این گروه شکل گرفت. سال‌ها بود که با برخی اعضای آتی این گروه حرف می‌زدم.

    به رابط‌هایم با داعش گفتم که هر سؤالی بخواهم می‌پرسم و قرار نیست تأییدیۀ نقل‌قول‌ها را بگیرم یا مقاله را پیش از انتشار نشانشان بدهم. همچنین باید تضمین می‌کردند که ربوده نشوم. و چون گفته بودند کس دیگری را از واشنگتن‌پست نیاورم، تقاضا کردم رابط مورد اعتمادم همراهم باشد، کسی که کمک کرده بود قرار این مصاحبه را بگذارم.

    به رهبران داعش گفتم: «من متأهل نیستم. نمی‌توانم با شما تنها باشم.»

    من، زن مسلمانی از تبار مراکشی-ترکی که در آلمان به دنیا آمده و بزرگ شده‌ام، بین روزنامه‌نگارانی که جهاد جهانی را پوشش می‌دهند مورد خاصی هستم. اما از همان زمان که به‌عنوان یک دانشجوی کالج شروع به گزارش‌دادن دربارۀ هواپیماربایان یازده سپتامبر کردم، به خاطر پیشینه‌ام، دسترسیِ منحصربه‌فردی به رهبران

    تقاضا کرده بودم که با ابویوسف در طول روز و در یک مکان عمومی دیدار کنم، اما امکان‌پذیر نبود. ملاقات باید شبانه و در مکانی خصوصی انجام می‌شد

    ستیزه‌جوی زیرزمینی داشته‌ام، مثل همین مردی که می‌خواستم آن روز در ماه جولای در ترکیه ببینم.

    می‌دانستم که داعش روزنامه‌نگاران را گروگان می‌گیرد. اما نمی‌دانستم رهبری که قرار است ملاقات کنم، مدیر برنامۀ گروگان‌گیریِ این گروه است و بر کار آن قاتلی نظارت داشته که با لهجۀ بریتانیایی در ویدئوهای این گروه ظاهر شد و نزد جهانیان به «جان جهادی» معروف شد. بعداً فهمیدم مردی که تابستان آن سال دیدم، همانی که به ابویوسف مشهور بود، هدایت شکنجۀ گروگان‌ها ازجمله غرق مصنوعی را به عهده داشت.

    تقاضا کرده بودم که با ابویوسف در طول روز و در یک مکان عمومی دیدار کنم، اما امکان‌پذیر نبود. ملاقات باید شبانه و در مکانی خصوصی انجام می‌شد. چند ساعت قبل از قرار، رابطم ساعت ملاقات را به ۱۱:۳۰ شب تغییر داد. اتفاق خوشایندی نبود. یک سال قبل، نیروهای واحد پلیس ضدتروریستی آلمان درِ خانه‌ام آمدند که بگویند از نقشۀ یک گروه اسلامی خبردار شده‌اند که می‌خواهد با وعدۀ مصاحبۀ اختصاصی مرا به خاورمیانه بکشاند، سپس من را گروگان بگیرد و به ازدواج یک ستیزه‌جو درآورد. حالا آن تهدیدها داشت یادم می‌آمد و در این خیال بودم که شاید این کارم دیوانگی باشد. علی‌رغم فشار عصبی، مسیرم را ادامه دادم. اگر همه‌چیز خوب پیش می‌رفت، اولین زنِ روزنامه‌نگاری می‌شدم که با یک فرماندۀ ارشد داعش مصاحبه می‌کند و زنده می‌ماند تا ماجرا را تعریف کند.

    آن روز یکی از روزهای گرم اواخر ماه رمضان بود، و در هتلم در انتاکیه که مشغول تنظیم سؤالات بودم، جین و تی‌شرت پوشیده بودم. پیش از ترک هتل، یک عبایۀ مشکی پوشیدم، یکی از همان لباس‌های سنتی خاورمیانه‌ای که همۀ بدن به جز صورت، دست‌ها و پا را می‌پوشاند. این لباس را یکی از همقطاران ابومصعب الزرقاوی سال‌ها قبل برایم انتخاب کرده بود، همان وقتی که از شهر این رهبر القاعده یعنی زرقای اردن دیدار کردم. آن همقطار زرقاوی با افتخار می‌گفت این عبایه، که قلاب‌دوزی صورتی‌رنگ هم داشت، یکی از بهترین مدل‌های موجود در فروشگاه‌هاست و پارچه‌اش آن‌قدر نازک است که حتی در هوای گرم هم اذیت نمی‌کند. از آن زمان، عبایه‌ام طلسم شانس من شده است. همیشه در مأموریت‌های دشوار آن را می‌پوشم.

    قرار بود ابویوسف را در مرز ترکیه-سوریه، در نقطه‌ای نزدیک به گذرگاه ریحانلی، ببینیم. آن منطقه را خوب می‌شناختم: مادرم آن حوالی بزرگ شده بود و من هم در کودکی اغلب به آنجا سر می‌زدم.

    با آنتونی فایولا، همکارم از واشنگتن‌پست، خداحافظی کردم. او در هتل می‌مانْد. شماره تلفن‌هایی را برایش

    با آن پیراهن پولو و شلوار خاکی‌اش، اگر در خیابان‌های اروپا راه می‌رفت اصلاً توی چشم نمی‌زد

    گذاشتم که اگر اتفاقی افتاد بتواند با خانواده‌ام تماس بگیرد. حدود ساعت ۱۰:۱۵ شب، مردی که کمک کرده بود قرار مصاحبه را بگذارم و او را در این مطلب اکرم می‌نامم، آمد هتل دنبال من. پس از چهل دقیقه رانندگی، وارد پارکینگ یک هتل-رستوران در نزدیکی مرز شدیم و منتظر ماندیم. اندکی بعد دو ماشین از دل تاریکی پیدا شدند. رانندۀ خودروی جلویی، از یک هوندای سفید، پیاده شد. من و اکرم سوار شدیم. اکرم پشت فرمان نشست و من در صندلی بغل.

    سرم را برگرداندم تا به مردی نگاه کنم که برای مصاحبه آمده بود. ابویوسف که در صندلی عقب نشسته بود، بیست و هفت یا هشت ساله به نظر می‌آمد و یک کلاه بیس‌بال سفید و عینک دودی داشت که چشم‌هایش را پوشانده بود. قدبلند و خوش‌بُنیه بود، با ریش کوتاه و موهای مجعدی که تا روی شانه‌اش می‌رسید. با آن پیراهن پولو و شلوار خاکی‌اش، اگر در خیابان‌های اروپا راه می‌رفت اصلاً توی چشم نمی‌زد.

    سه تلفن همراه قدیمی نوکیا یا سامسونگ روی صندلی کنار او بود. توضیح داد که بنا به دلایل امنیتی، هیچ کسی در موقعیت او از آیفون استفاده نمی‌کند چون رصدش راحت است. یک ساعت دیجیتال مشابه آن‌هایی داشت که دیده بودم سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان به دست می‌کنند. جیب راستش برآمده بود که به نظرم تفنگ داشت. در این خیال بودم که اگر پلیس ترکیه جلوی ما را بگیرد، چه می‌شود.

    اکرم سوییچ ماشین را چرخاند و در تاریکی به موازات مرز در خاک ترکیه شروع به حرکت کردیم. گاهی از روستاهای کوچکی می‌گذشتیم. می‌توانستم صدای باد را بشنوم که به شیشه‌های ماشین می‌خورد. سعی کردم مسیر را به خاطر بسپارم، اما غرق گفت‌وگویم با ابویوسف شدم.

    او نرم و آرام حرف می‌زد. سعی کرد نسب مراکشی‌اش را پنهان کند و نگوید دقیقاً از کدام نقطۀ اروپا آمده است، اما متوجه شدم ویژگی‌هایش به اهالی شمال آفریقا می‌خورد، و وقتی به‌جای عربی کلاسیک به عربی مراکشی حرف زدم، او متوجه شد و واکنش نشان داد. معلوم شد که در مراکش به دنیا آمده است اما از نوجوانی در هلند زندگی کرده بود. با خنده گفت: «اگر می‌خواهی فرانسوی‌ام را هم امتحان کنی، بگو!» هلندی هم حرف زد. بعداً فهمیدم که مهندسی خوانده است.

    در طول مسیر، دیدگاهش را توضیح داد: داعش مسلمانان را از فلسطین تا مراکش و اسپانیا آزاد می‌کند و بعد جلوتر می‌رود تا علم‌دار اسلام در سراسر دنیا شود. هرکسی که مقاومت کند، دشمن

    داعش مسلمانان را از فلسطین تا مراکش و اسپانیا آزاد می‌کند و بعد جلوتر می‌رود تا علَمدار اسلام در سراسر دنیا شود. هرکسی که مقاومت کند، دشمن حساب می‌شود

    حساب می‌شود. ابویوسف گفت: «اگر آمریکا گل تقدیممان کند، ما هم گل تقدیمشان می‌کنیم. اما اگر آتش روی ما بریزد، با آتش جوابشان را می‌دهیم، و نه‌فقط اینجا که حتی در خاک خودشان. با هر کشور غربی دیگری نیز همین برخورد را داریم».

    به من گفت داعش منابع و متخصصین فراوانی دارد. در حقیقت این گروه مدت‌ها پیش از ظهور در عرصۀ دنیا، در سکوت مشغول راه‌اندازی خود بود. افراد تحصیل‌کرده از کشورهای غربی، افسران امنیتی آموزش‌دیده از گارد ریاست‌جمهوری صدام حسین و دستیاران سابق القاعده در جرگۀ اعضایش بودند. پرسید: «فکر می‌کنید خُل‌وچل‌ها به ما می‌پیوندند؟ نه. ما آدم‌هایی از سراسر دنیا داریم. برادران بریتانیایی با مدارک دانشگاهی از تبارهای مختلف داریم: پاکستانی، سومالی، یمنی و حتی کویتی». بعدتر فهمیدم دربارۀ نگهبانانی حرف می‌زد که گروگان‌های داعش لقب «بیتلز» به آن‌ها داده بودند: جانِ جهادی و سه نفر دیگر با لهجۀ بریتانیایی.

    از او پرسیدم چه چیزی موجب شد به این گروه بپیوندد. ابویوسف گفت از دورویی حکومت‌های غربی به تنگ آمده بود. از اینکه از اهمیت حقوق بشر و آزادی‌های دینی حرف می‌زدند اما ساکنان مسلمانشان را شهروند درجه‌دو حساب می‌کردند. به من گفت: «ببینید در اروپا چطور با ما برخورد می‌شود. می‌خواستم در همان جامعه‌ای بمانم که بزرگ شده بودم، اما احساسم به من می‌گفت: تو فقط یک مسلمانی، یک مراکشی، هرگز پذیرفته نمی‌شوی».

    گفت حملۀ آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ ناجوانمردانه بود: سلاح کشتار جمعی‌ای در کار نبود، عراقی‌ها در ابوغریب شکنجه شدند، و این قضایا هیچ عواقبی برای آمریکایی‌ها نداشت.

    به او گفتم: «شما می‌گویید مخالف کشتن افراد بی‌گناهید. پس چرا افراد بی‌گناه را می‌کشید و می‌ربایید؟»

    چند ثانیه ساکت بود. بعد گفت: «هر کشوری شانس آن را دارد که شهروندانش را آزاد کند. اگر نکند، مشکل خودشان است. ما به آن‌ها حمله نکردیم، آن‌ها به ما حمله کردند».

    جواب دادم: «وقتی مردم را گروگان می‌گیرید، چه انتظاری دارید؟»

    آن‌وقت شروع به صحبت دربارۀ پدربزرگ مراکشی‌اش کرد که برای آزادی خود علیه استعمارگران فرانسوی جنگیده بود، و می‌گفت آن جهاد نظیر این جهاد است. او گفت: «همۀ این‌ها نتیجۀ استعمار عراق توسط آمریکاست. اکنون ما مشغول جهادیم تا جهان اسلام را آزاد کنیم».

    اما پدربزرگ من هم یکی از مبارزان آزادی در مراکش بود. وقتی دختربچه بودم، دربارۀ آن «جهاد» برایم حرف زده بود، دربارۀ اینکه چطور مسلمانان و «برادران یهودیشان» جنگیده بودند تا فرانسوی‌هایی را بیرون کنند که کنترل سرزمین

    گفت: «همۀ این‌ها نتیجۀ استعمار عراق توسط آمریکاست. اکنون ما مشغول جهادیم تا جهان اسلام را آزاد کنیم.»

    اجدادیشان را در اختیار گرفته بودند. پدربزرگم به من گفته بود: «ما زن‌ها و بچه‌ها، یا غیرنظامی‌ها را نکشتیم. در جهاد اجازۀ این کار را نداریم». شورش او هیچ شباهتی به کارهای وحشتناکی نداشت که داعش مرتکب می‌شد.

    من گفتم: «ولی او در کشور خودش بود. اینجا که کشور شما نیست».
    «اینجا زمین مسلمانان است. کشور همۀ مسلمانان است».
    به او گفتم: «من هم مثل شما در اروپا بزرگ شده‌ام. مثل شما در اروپا درس خوانده‌ام».
    پرسید: «چرا هنوز معتقدی نظام اروپایی منصفانه و عادلانه است؟»
    – «بدیل آن چیست؟»
    – «بدیل آن خلافت است».

    بحثمان داغ و شخصی شده بود. پیشینۀ او و من تناظرهای زیادی داشت. اما مسیرهای متفاوتی را انتخاب کرده بودیم، و مسیر من آنی نبود که او «راه درست» برای یک زن مسلمان بداند.

    پرسید: «چرا با خودت این کار را می‌کنی؟ واقعاً معتقدی که غرب به ما احترام می‌گذارد؟ رفتار یکسانی با مسلمان دارد؟ یگانه راه درستْ راه ماست». منظورش راهِ به‌اصطلاح دولت اسلامی بود.

    به من گفت: «مطالبت را خوانده‌ام. با رئیس القاعده در مغرب اسلامی مصاحبه کرده‌ای. چرا فقط گزارشگر هستی؟ چرا برنامۀ تلویزیونی خودت را در آلمان نداری؟ با این همه جایزه که بُرده‌ای، چرا در حرفه‌ات در آلمان جلو نرفته‌ای؟»

    نمی‌توانستم تظاهر کنم که منظورش را نمی‌دانم. بزرگ‌شدن و به‌جایی‌رسیدن در حرفه‌ام، به‌عنوان یک مسلمان در اروپا، گاهی اوقات دشوار بود. من روسری نمی‌پوشم. لیبرال و فمینیست حساب می‌شوم. در نوشتن کتابی دربارۀ یافتن آخرین نازی‌های زنده در مراکش همکاری کرده‌ام. چند بورسیۀ معتبر در آمریکا بُرده‌ام. اما ابویوسف حق داشت: من در آلمان برنامۀ تلویزیونی ندارم. اگر یک مهاجر مسلمان یا حتی فرزندِ مهاجران باشید، برای رُشد در کشور من، باید تمکین کنید و ترقی‌خواهی اروپایی را تمجید کنید. اگر حکومت را زیاده از حد علنی نقد کنید یا سؤال‌های جدی دربارۀ هر چیزی (از سیاست‌خارجی تا اسلام‌هراسی) مطرح نمایید، ممکن است ضربۀ شدیدی بخورید.

    به‌روشنی مخالف ابویوسف بودم که خلافت را راه‌حل می‌دانست. اما این فکر از سرم نمی‌رفت که جوامع و سیاستمداران غربی در مسیر حل‌وفصل آن سیاست‌هایی که مردان جوانی مانند او را رادیکال کرده است چندان قدم برنداشته‌اند. تأسیس سرویس‌های امنیتیِ بیشتر، که محدودیت‌های بیشتری برای مردم ایجاد می‌کنند،

    از برخی جهات، او مرا یاد برادر کوچک‌ترم می‌انداخت، و احساس یک خواهر بزرگ‌تر را داشتم که باید از او محافظت کنم

    راه‌حل نیست؛ شبکه‌های نظارت و رصد جهانی که حریمِ خصوصی افراد بی‌گناه و گناهکار را به یک اندازه به خطر می‌اندازند نیز راه‌حل نیست. ابویوسف از نسل آن مسلمانان جوانی بود که به‌دلیلِ حمله به عراق رادیکال شده بود، همان‌طورکه نسل پیش از او به‌خاطرِ حملۀ شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ رادیکال شد. از برخی جهات، او مرا یاد برادر کوچک‌ترم می‌انداخت، و احساس یک خواهر بزرگ‌تر را داشتم که باید از او محافظت کنم. ولی می‌دانستم برای این کار دیر شده است.

    به او گفتم: «شاید حق با شما باشد که با تبعیض مواجهیم و دنیا منصفانه نیست. اما این جنگی که شما راه انداخته‌اید، جهاد نیست. جهاد آن بود که در اروپا می‌ماندید و حرفه‌تان را پیش می‌بُردید. آن کار به‌مراتب دشوارتر بود. شما ساده‌ترین راهِ خلاص را انتخاب کرده‌اید».

    برای چند ثانیه، هر دویمان ساکت شدیم.

    ابویوسف اصرار کرده بود به‌جای اینکه ما را به محل ملاقات اصلی‌مان برگرداند، من را به انتاکیه ببرد، و حالا دیگر به نزدیکیِ هتلم رسیده بودیم. از او تشکر کردم و از ماشین پیاده شدم. حتی در این ساعت قهوه‌خانه‌ها پُر از مردمی بود که پیش از طلوع خورشید مشغول خوردن بودند، چیزی رایج در ماه رمضان که مسلمان‌ها در طول روز روزه می‌گیرند. از این مصاحبه احساس رضایت می‌کردم، اما نگران هم بودم که ابویوسف با چنان اطمینان و غضبی حرف زد. او گفت: «هرکس به ما حمله کند، در قلبِ کشورش به او حمله می‌کنیم. مهم نیست ایالات متحده باشد، یا فرانسه، یا بریتانیا، یا هر کشور عربی.»

    پیش خودم فکر می‌کردم که داریم آدم‌ها را یکی پس از دیگری از دست می‌دهیم. این مرد می‌توانست آدم دیگری باشد. می‌توانست زندگی دیگری داشته باشد.

    اطلاعات کتاب‌شناختی:
    Mekhennet, Souad. I Was Told to Come Alone: My Journey Behind the Lines of Jihad. Henry Holt, 2017


    پی‌نوشت‌ها:
    * این مطلب برشی از کتاب جدید سعاد مخنت به نام به من گفتند تنها بیا است که در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۷ با عنوان «I Was Told to Come Alone» در وب‌سایت هافینگتون‌پست منتشر شده است و وب‌سایت خبری رسانه ای در تاریخ ۲۶ آذر ۱۳۹۶ آن را با عنوان «به من گفتند تنها بیا: اولین زنی که با یک فرماندۀ ارشد داعش مصاحبه کرد و زنده ماند» ترجمه و منتشر کرده است.

    ** سعاد مخنت (Souad Mekhennet) روزنامه‌نگار مسلمان آلمانی است که برای واشنگتن‌پست دربارۀ تروریسم گزارش می‌دهد. او پیش از این با نیویورک‌تایمز کار می‌کرد. بچه‌های جهاد (Children of Jihad) از کتاب‌های اوست.

    یکی از فعالان اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشته است: خیلی از اصلاح‌طلبان به سبب حمایت از دولت در معرض اتهام بودند. همچنین در میان رهبری اصلاح‌طلبان این سوال که «با روحانی چه باید کرد» طرح شد.

    به گزارش سرویس چندرسانه عصرهامون، صادق زیباکلام یکی از فعالان اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشته است: این صحبت در بین اصلاح‌طلبان مطرح شد که آقای جهانگیری چه باید بکند و باید اصلاح‌طلبان چه واکنشی در مقابل دولت داشته باشند. خیلی از اصلاح‌طلبان به سبب حمایت از دولت در معرض اتهام بودند. همچنین در میان رهبری اصلاح‌طلبان این سوال که «با روحانی چه باید کرد» طرح شد. به موازات طرح این پرسش گفته شد که بهتر است تا آقای جهانگیری در دولت نماند چون عدم محبوبیت دولت می‌تواند برای آقای جهانگیری مضر باشد.

     

    جانشین سازمان بسیج سازندگی خراسان جنوبی با بیان اینکه روستای شیخ صله کرمانشاه با ۵۰۰ خانوار به سپاه استان واگذار شده و تا امروز کار آواربرداری ۱۴۰ واحد به اتمام رسیده است گفت: ۳۰ نفر از جهادگران در قالب گروه‌های جهادی عمرانی در این روستا حضور دارند.

    ۳۰ جهادگر از خراسان جنوبی در روستای زلزله زده شیخ صله کرمانشاه خدمت‌رسانی می‌کنند

     

    به گزارش گروه اجتماعی خراسان‌تایم به نقل از خبرگزاری تسنیم، مهدی هنری صبح امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: بعد از وقوع زلزله کرمانشاه و تاکید رهبری مبنی بر توجه به مناطق زلزله زده با دستور فرماندهی کل سپاه بهسازی روستاهای زلزله زده به سپاه واگذار شد.
    وی با بیان اینکه براساس تقسیم‌بندی صورت گرفته روستای زلزله زده شیخ صله با ۵۰۰ خانوار به سپاه خراسان جنوبی واگذار شد افزود: بنا به درخواست مردم بحث خدمات رسانی، اسکان اضطراری و اسکان موقت روستا در برنامه سپاه بوده و سازمان بسیج سازندگی مدیریت میدانی برنامه‌ها را بر عهده دارد.

    جانشین سازمان بسیج سازندگی خراسان جنوبی گفت: در مرحله اول در بخش امداد و نجات و اسکان اظطراری مردم، نصب چادرها، توزیع اقلام ضروری جمع‌آوری شده از استان براساس نیاز منطقه انجام شده  و با هکاری قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا عملیات آواربرداری و اسکان موقت زلزله زدگان آغاز شد.

    هنری با بیان اینکه با اعزام گروه‌های جهادی روند احداث اسکان موقت مردم سرعت گرفته و در حال حاضر بیش از ۳۰ نفر در قالب گروه‌های جهادی عمرانی در روستاها مستقر هستند افزود: چند تیم تخصصی با همکاری قرارگاه خاتم‌الانبیا، ساخت سکوها، نصب فریم و پانل کانکس، آواربرداری و کمک به انتقال وسایل منازل را برعهده دارند و گروه‌های جهادی یک تیم پزشکی به همراه دارو به صورت شبانه روزی در روستاها مستقر کرده و یک نفر روحانی نیز به همراه گروه در منطقه حضور دارد.

    وی با بیان اینکه تاکنون ۴۵ کانکس ثابت اهدا شده در مناطق زلزله زده کرمانشاه مستقر شده است اظهار داشت: ۹ باب سرویس بهداشتی و ۳ باب حمام نصب شده است و تا پایان اسکان دائم هموطنان در این منطقه سپاه در کنار آنها خواهد بود و براساس برنامه گروه‌های جهادی به صورت نوبتی و بر طبق نیاز منطقه به روستا اعزام خواهند شد.

    جانشین سازمان بسیج سازندگی خراسان جنوبی افزود: تعداد منازل تخریب شده نیاز به احداث در ابتدا ۱۴۰ واحد توسط بنیادمسکن مشخص شد که با توجه به زلزله ۶ ریشتری چند روز پیش تعداد آنها در حال افزایش است و تا به حال به ۱۹۰ واحد رسیده است که در این راستای ساخت سکوهای مورد نیاز کانکس‌ها تا پایان امروز ۱۹۰ سکو تکمیل می‌شود.

    هنری با بیان اینکه تا امروز ۱۲۰ کانکس نصب و تکمیل شده که مابقی در حال نصب و در مرحله فرمی است اظهار داشت: کار آواربرداری ۱۴۰ واحد تا صبح امروز به اتمام رسیده است.

    وی گفت: با  توجه به برنامه‌ریزی صورت گرفته به دلیل اینکه بحث اسکان دائم مردم و تکمیل واحدهای مسکونی با مبالغ وام امکان پذیر نیست جلسات متعددی در استان برگزار شد و بنا به تقسیم‌بندی صورت گرفته مقرر شد برای هر واحد مسکونی مبلغ ۱۰ میلیون تومان اهدایی از طریق مردم استان خراسان جنوبی برای تکمیل واحدها در اختیار مردم این روستا قرار گیرد.

    جانشین سازمان بسیج سازندگی خراسان جنوبی افزود: از همه هم استانی‌های درخواست می‌شود کم‌کهای خود را به مراکز جمع‌آوری کمک‌های مردمی به زلزله‌زدگان در سپاه استان و نواحی مقاومت بسیج تحویل دهند.

    انتهای پیام/۴

    کلمات کليدی: خراسان‌تایم , زلزله , بسیج

    عباس شیبک در گفت و گو با خبرنگار عصرهامون، افزود: این یادواره با توجه به برگزاری کنگره ملی شهدای استان سیستان و بلوچستان در بهمن ماه امسال برگزار خواهد شد و طی آن از ۲۰نفر از خانواده های شهدا، جانبازان و ایثارگران، آزادگان و غیره فعال در حوزه ورزش ووشو تجلیل خواهد شد.
    وی خاطر نشان کرد: ورزش کاران ووشو نه تنها در بحث قهرمانی بلکه در فعالیت های مختلفی که برای دفاع از مرز و بوم و کمک به کشور باشند همیشه در خدمت هستند و حضورشان به عنوان مدافع حرم، نمونه بارز این موضوع می باشد.
    لازم به ذکر است این مراسم با حضور  رئیس فدراسیون ووشو، مسئول بسیج ورزشکاران کشور، فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان و دیگر مسئولان کشوری و استانی برگزار خواهد شد.
    انتهای پیام//

     به گزارش گروه فرهنگی خراسان‌تایم به نقل از خبرگزاری ایسنا، حسن رمضانی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان جنوبی شب گذشته ۲۴ آذر جاری در حاشیه اختتامیه دومین نمایشگاه سراسری صنایع دستی در جمع خبرنگاران، با اشاره به برگزاری دومین نمایشگاه ملی صنایع دستی و هنرهای سنتی در خراسان جنوبی بیان کرد: کمبود فضا از جمله نواقصی بوده که در این نمایشگاه احساس شد. 

    وی با بیان اینکه تجربه خراسان جنوبی در برگزاری نمایشگاه اندک است، افزود: علی رغم تجربه اندک، بازخورد خوبی از هنرمندان و شرکت کنندگان داشته ایم. 

    مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان جنوبی ادامه داد: بدون شک فضای نمایشگاهی در نحوه عرضه  محصولات بسیار موثر  است که باید مورد توجه قرار گیرد. 

    وی با تاکید بر اینکه باید به فکر ساماندهی یک مرکز بزرگ نمایشگاهی با مشخصات فنی باشیم، افزود: امیدواریم بتوانیم در تقویم فعالیت های میراث فرهنگی استان، نمایشگاه ثابت داشته باشیم. 

    رمضانی ادامه داد: همچنین امیدواریم در سال های آتی پذیرای نمایشگاه های بین المللی با مشارکت کشورهای همجوار باشیم. 

    وی با بیان اینکه مشترکات زیادی با کشورهای همجوار به خصوص در زمینه صنایع دستی داریم، گفت: شرکت در نمایشگاه های بزرگ علاوه بر مزایای اقتصادی، فرصتی برای تبادل تجارب و افکار است. 

    مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان جنوبی   بیان کرد: همچنین برگزاری نمایشگاه باعث می شود مردم نسبت به تنوع محصولات فرهنگی و صنایع دستی آشنا شوند. 

    وی با ابراز خرسندی از حضور بی نظیر مردم در نمایشگاه بیان کرد: حضور مردم و۲۸ استان کشور در این نمایشگاه بی نظیر بود.

    به گزارش عصرهامون، به نقل از تفتان ما، یکی از خطراتی که بهداشت جامعه انسانی را تهدید می کند گسترش بیماری های مشترک میان انسان و حیوان است که در این میان، وجود حیواناتی مانند سگ های بی صاحب در شهرها و روستاها نقش مهمی در گسترش بیماری های مشترک دارند.

     در واقع از جمله  بیماری های قابل انتقال از سگ به انسان  می توان به بیماری هاری اشاره کرد که از طریق حیوان آلوده و مصرف سبزیجات آلوده به مدفوع سگ به انسان منتقل می شود.

    حمله حیوانات هار در سال های اخیر در شهرستان خاش بی سابقه بوده است. آمار حمله حیوانات به ساکنین روستا در روزهای اخیر به صورت نگران کننده ای افزایش یافته و این حیوانات هار به صورت ناگهانی به افراد حمله می کنند و با گاز گرفتن، خون مردم را می مکند و به راحتی افراد گرفتار شده را رها نمی کنند.

    ۱۰ نفر شتر مشکوک به بیماری هاری در خاش سوزانده و معدوم شدند

    رئیس مرکز بهداشت شهرستان خاش در گفت و گو با خبرنگار  تفتان ما،با بیان اینکه سگ‌سانان عامل بیش از ۹۰ درصد هاری حیوانی و انسانی هستند، گفته است که هاری علفخواران بیشتر از اینکه اهمیت بهداشت عمومی داشته باشند، از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار است.

     


     
     منصور خاشی با اشاره به کنترل بیماری هاری، معتقد است که واکسینه شدن سگ های منطقه یکی از مهمترین اقدامات برای جلوگیری از گسترش بیماری هاری است.

    وی معدوم سازی و زنده گیری سگ های ولگرد و واکسینه شدن، پلاک کوبی و قلاده گذاری و شناسنامه را از مهمترین اقدامات در راستای جلوگیری از بیماری هاری دانست.

    خاشی با اشاره به بیماری هاری در شهرستان خاش گفته است که متاسفانه در روزهای اخیر براثر بیماری هاری در روستای سبزگز این شهرستان قریب به ۱۰ نفر شتر مشکوک به بیماری هاری سوزانده و معدوم شدند و لذا باید هرچه سریعتر این شترها دفن شوند تا از گسترش بیماری جلوگیری شود.

    یک کودک ۱۲ ساله خاشی براثر سگ گرفتگی جان باخت

    به گفته رئیس مرکز بهداشت شهرستان خاش همچنین در ماه های اخیر نیز یک کودک ۱۲ ساله در روستای اسماعیل آباد خاش براثر سگ گرفتگی در ناحیه گردن به علت شدت جراحات جان خود را از دست داد.

     


     
    خاشی با بیان اینکه کنترل هاری در انسان در گرو کنترل آن در حیوانات است، معتقد است که برای کاهش و مراقبت از گزش‌ها باید آموزش‌های گسترده از رسانه‌های ملی و عمومی در غالب برنامه‌های مدون اقدام شود.

    سالهاست که طرح جمع آوری سگ های ولگرد براساس بند ۱۵ ماده ۵۵ قانون شهرداری ها و با هدف جلوگیری از شیوع امراض مسری وظیفه شهرداری هاست اما اینکه چرا شهرداری خاش در اجرای این طرح ناکام مانده اند، موضوعی قابل تامل است.

    وی با بیان اینکه دهیاران در روستاها باید سگ های ولگرد را جمع آوری کنند گفته است که از بین بردن سگ‌های ولگرد، مبارزه با جوندگان، دفع صحیح زباله، حذف مناطق رشد و تکثیر پشه مانند محل‌های تجمع زباله، نخاله‌های ساختمانی و کود حیوانی، ساختمان‌های نیمه کاره و تسطیح و بهسازی حوالی مناطق مسکونی از مهمترین اقدامات در راستای جلوگیری از گسترش بیماری هاری است.

     


     
    در هر صورت به نظر می رسد که پیشگیری همچون همیشه بهتر از درمان است و مسئولان امر باید این موضوع را به صورت جدی در دستور کار قرار دهند زیرا به نظر می رسد جمع آوری سگ های ولگرد منطقه اولین و منطقی ترین راه برای ل این مشکل باشد.

    خاشی از مردم و به ویژه روستاییان خواست به طور جد مراقب رفتار حیوانات خود بوده و در صورت مشاهده علائم هاری در دام و حیوان اهلی از آن دوری کرده و حتما دامپزشک را در جریان قرار دهند و خانواده‌ها در صورت رفتن به دل طبیعت و یا نواحی که سگ‌های ولگرد دارد، مراقب باشند و حتما کودکان خود را از این حیوانات دور نگه دارند.

    در بیماری هاری درصد مرگ و میر بسیار بالاست

    رئیس شبکه دامپزشکی شهرستان خاش در گفت و گو با خبرنگار   تفتان ما،با بیان اینکه متاسفانه در بیماری هاری درصد مرگ و میر بسیار بالاست، معتقد است که چنانچه علائم بیماری در حیوان و یا انسانی ظاهر شود، تقریبا مرگ حتمی است.

     


     
    امان الله رخشانی با بیان اینکه بیماری هاری علائم مشخصی دارد گفته است که باید به محض رویت این علائم در یک حیوان باید از آن دوری کرده و حتما به دامپزشک گزارش داد.

    به گفته این مسئول حیوان و یا دام مبتلا به هاری به طور معمول حالت تهاجمی به خود گرفته و به حیوانات و انسان‌های اطراف خود حمله می‌کند و آنها را مورد گزش قرار می‌دهد.

    رخشانی با بیان اینکه حیوان آلوده به دلیل انقباض عضلات گلو در اثر بیماری، نمی‌تواند بزاق خود را قورت دهد معتقد است که به همین علت آب از دهان حیوان جاری است و در بعضی موارد نیز حیوان و یا دام هار، گوشه‌گیر و منزوی می‌شود.

    رخشانی از علائم بارز حیوان آلوده به بیماری هاری را ترس از آب دانست به طوری که حیوان با دیدن آب وحشت زده می‌شود.

    وی گفته است که انسان مبتلا به هاری نیز می‌تواند انسان‌های دیگر را مورد گزش قرار داده و آنها را آلوده کند و لذا باید به دنبال هر گزش افراد به سرعت به مراکز درمانی مراجعه کرده و واکسن هاری تزریق کنند که این واکسن طی پنج نوبت تزریق می‌شود.

     


     
    به گفته رئیس شبکه دامپزشکی شهرستان خاش تعداد دفعات گزش، عمق گزش و نیز محل گزش بسیار مهم است و فردی که گردن او مورد گزش واقع شده نسبت به فردی که دست او دچار گزش شده فرصت کمتری دارد و باید سریعتر مراجعه کند، زیرا با رسیدن ویروس به مغز علائم بیماری خود را نشان می‌دهد.

    اینکه چرا اقدامی عملی در این خصوص صورت نمی گیرد خود جای تعجب دارد اما از آن عجیب تر انفعال مسئولان استان سیستان و بلوچستان در مقابل این موضوع است.

    علی ای حال امیدواریم مسئولان استان از خواب غفلت بیدار شوند و در خصوص رسیدگی به این موضوع دستورات لازم را صادر کنند!

    انتهای پیام/۳۰۲۸

     

     

    يکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۰۰:۱۷

    هر هفته، معرفی یکی از مشاهیر تأثیرگذار استان خراسان‌جنوبی

    مشاهیر خراسان‌جنوبی/16

     

    مرحوم دكتر اسدالله آزاد در ۱۳ مهرماه ۱۳۲۶ هجری شمسی در خانواده@ای فرهنگی در بیرجند مرکز استان خراسان جنوبی متولد شد. خانواده او از دوران کودکی از بیرجند به زاهدان نقل مکان کردند. او مقطع دبيرستان را در رشته رياضي سال ۱۳۴۴در شهر زاهدان به پايان رساند و در سال ۱۳۴۹ در مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبيات انگليسي از دانشگاه فردوسي مشهد فارغ‌التحصيل شد. آزاد پس از گذراندن خدمت نظام وظیفه در شهر خودش بیرجند در خردادماه ۱۳۵۰به سمت كارشناس علوم اجتماعي در وزارت فرهنگ و آموزش عالی وقت به استخدام درآمد و هم زمان با پذيرش در دوره فوق ليسانس كتابداری دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد. وی در سال ۱۳۵۳ اين دوره را به پايان رساند و در دانشگاه آزاد ايران به كار گماشته شد. از آن جا كه در دوره فوق ليسانس كتابداري رتبه اول را حائز شده بود، پژوهانه (بورس) تحصيلي به دست آورد و در دانشگاه پيتسبورگ (يكي از معتبرترين دانشگاه های ايالات متحده در رشته كتابداري) در دوره دكتري پذيرفته شد. دوره تحصيل دكتري دو سال و نيم به طول انجاميد و به گفته رئيس وقت دانشكده، آزاد از نادر دانشجوياني بود كه اين دوره را در اين مدت كوتاه به پايان رساند. وی با آن كه در همان جا به وي پيشنهاد كار و استخدام داده شده بود در خرداد ۱۳۵۷ با اتمام تحصیلاتش و اخذ دانش نامه دکتری به وطن بازگشت و بنا به حكم صادره از سوي وزير فرهنگ و آموزش عالي آن دوران، به سرپرستي مدرسه عالي ايران زمين منصوب و در سال ۱۳۵۸ به مشهد منتقل شد. آن مرحوم از سال ۱۳۷۲تا ۱۳۷۵ مديريت گروه كتابداري دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد را به عهده داشت و در سال ۱۳۸۸ به افتخار بازنشستگي نايل گرديد. وی که به زبان‌هاي فارسی، انگليسی و فرانسه، آلمانی و عبری مسلط بود تا زمان فوت با گروه كتابداری و اطلاع رساني همكاري می کرد. سرانجام دکتر اسدالله آزاد در واپسين روز سال ۱۳۸۸ دعوت حق را لبيك گفت و به سرای باقی شتافت. از آن مرحوم آثار متعددي به صورت تأليف و ترجمه به یادگار مانده است، از جمله فعاليت‌های وی ۱۴ كتاب منتشر شده، ۸ كتاب ويراسته شده، ۴۹ مقاله منتشر شده و ۲۱ مقاله منتشر نشده است. از فعاليت‌هاي علمي دکتر آزاد مي‌توان به كارشناس كتابداري كتابخانه مركزي دانشگاه آزاد ايران (سابق)، رئيس كتابخانه مركزي دانشگاه آزاد ايران (سابق)، مدرس كتابداري دانشگاه‌هاي تهران، مدرس دانشگاه فردوسي مشهد، مشاور و مترجم بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي، استاديار دانشگاه فردوسي مشهد، مدير گروه كتابداري دانشگاه فردوسي مشهد و دانشيار دانشگاه فردوسي مشهد اشاره نمود. برخی از آثار دکتر اسدالله آزاد به این شرح است:

     

    کتاب‌ها:

    ۱- سیمسوا، س. ،مک کی ،م. شناخت و کاربرد روش تطبیقی در علوم کتابداری. ترجمه اسدالله آزاد. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۱٫

    ۲- کرایست،جان م. مبانی فلسفه کتابداری آموزشی. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۵٫

    ۳- لنکستر، ف. ویلفرید. کتابخانه ها و کتابداران در عصر الکترونیک. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶

    ۴ – رایس ،کلار ا کولیور . زنان ایرانی و راه و رسم زندگی آنان. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶٫

    ۵- هوث،ادوارد ج. شیوه نگارش و نشر مقالات علوم پزشکی. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: دانشگاه علوم پزشکی،۱۳۶۷٫

    ۶- روزنتال،فرانتس . تاریخ تاریخ نگاری در اسلام . ترجمه اسدالله آزاد . مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۵٫

    ۷- روزنتال،فرانتس . تاریخ تاریخ نگاری در اسلام. بخش دوم. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸٫

    ۸- موکهر، جی، ا .ک. تاریخ و فلسفه کتابداری. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸٫

    ۹- رش یدوو،پی- نن . سقوط بغداد و حکمروائی مغولان در عراق. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸٫

    ۱۰- شیمل،آن ماری . خوشنویسی و فرهنگ اسلامی. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد : آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸٫

    ۱۱- آربری، آرتور جان . ادبیات کلاسیک فارسی. ترجمه اسدالله آزاد . مشهد : آستان قدس رضوی، ۱۳۷۱٫

    ۱۲- نیکلسن،رینولد. عرفان عارفان مسلمان. ترجمه اسدالله آزاد . مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۳٫

    ۱۳- گاردنر ،ریچارد ک. مجموعه سازی: پیدایش، گزینش و گسترش مواد کتابخانه ای. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۷۶ .

    ۱۴- پائو،میراندالی. مفاهیم بازیابی اطلاعات. ترجمه اسدالله آزاد و رحمت الله فتاحی. مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۸٫

    ۱۴- اتحادیه بین المللی انجمنهای کتابداری. رهنمودهایی برای کتابخانه های عمومی. ترجمه رحمت الله فتاحی. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸٫

    ۱۵- قواعد فهرستنویسی انگلو امریکن. ویرایش ۲٫ ترجمه رحمت الله فتاحی. ویراستاری اسدالله آزاد

    ۱۶- جهودا، جرالد، براوناگل، جودیث شیک. اصول کار مرجع: فنون پرسش کاوی و

    پاسخ یابی از منابع کتابخانه. ترجمه و تألیف محمدحسین دیانی و عبدالحمیدمعرف زاده، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۷۳

    ۱۷- زرگر،احمد (گردآورنده). کتابشناسی اقتصاد (طرح پژوهشی شماره۷۸ مصوب کمیسیون پژوهشی دانشگاه شهید چمران اهواز).

    ۱۸- چای،لوئیس.اس. راهنمای ایمراث بر رده بندی کتابخانه کنگره. ترجمه رحیم شاهگلی. ویراسته اسدالله آزاد. تبریز: دانشگاه تبریز، ۱۳۷۴٫

    ۱۹- جانسون، دبرا ویلکاکس. کتابخانه ها و سوادآموزی. ترجمه رحمت الله فتاحی. ویراسته اسدالله آزاد. مشهد: دانشگاه فردوسی، ۱۳۷۳٫

    ۲۰- فتاحی، رحمت الله. فهرستنویسی: اصول و روشها. ویراسته اسدالله آزاد. مشهد: دانشگاه فردوسی، ۱۳۷۳٫

    ۲۱- دیانی.محمدحسین. مجموعه سازی و فراهم آوری در کتابخانه ها. ویراسته اسدالله آزاد. اهواز: دانشگاه شهید چمران، ۱۳۷۷٫

    ۲۲- باهاترا، پیرشکانتی. مدیریت منابع انسانی در کتابخانه‌ها. ترجمه ثریا ضیایی و مجتبی کفاشان. ویراسته اسدالله آزاد .مشهد: مرندیز، ۱۳۸۵

     

    مقالات فارسی:

    ۱- کمپل، ه.سی. «رسانه های چندگانه در خدمت مردم» ترجمه اسدالله آزاد. نامه انجمن کتابداران ایران. دوره ۷،شماره ۲ (تابستان ۱۳۵۳)

    ۲- مک نیل، جانت. «هنگامی که جادو باید پایان پذیرد» ترجمه اسدالله آزاد. آموزش ویژه کتاب کودک.شماره ۲ (پائیز ۱۳۵۳)

    ۳- لدو، ژاک. «بررسی ایجاد مراکز ملی فهرست نویسی برای فیلم ها و برنامه های تلویزیونی » ترجمه اسدالله آزاد. نامه انجمن کتابداران ایران. دوره ۸، شماره ۱ (بهار ۱۳۵۴)

    ۴- شرا، جس. «کتابخانه و جامعه» ترجمه نورالله مرادی و اسدالله آزاد. نامه انجمن کتابداران ایران. دوره ۱۰، شماره ۱ (بهار ۱۳۵۶)

    ۵- آزاد، اسدالله. «رضایت از کار» نامه انجمن کتابداران ایران. دوره ۱۱، شماره ۲ (تابستان ۱۳۵۷)

    ۶- ورنر،گرگ. «نظر کودکی نابینا نسبت به ادبیات کودکان» ترجمه اسدالله آزاد. گزارش شورای کتاب کودک. دوره ۲۲، شماره ۳ و ۴ (آذر و اسفند ۱۳۶۳)

    ۷- علی،شاهد. « تضاد میان دین و دین زدایی در دنیای نوین و نقش آموزش در نگاهداری، انتقال و ترویج فرهنگی اسلامی» ترجمه اسدالله آزاد. مشکوة. شماره ۸ (تابستان ۱۳۶۴)

    ۸- ماگادو، آناماریا. «چرا برای کودکان می نویسم؟» ترجمه اسدالله آزاد. گزارش شورای کتاب کودک. دوره ۲۴، شماره ۳و ۴ (آذر و اسفند ۱۳۶۵)

    ۹- موکهرجی،اجیت کمار. «کتابخانه به منزله نهادی اجتماعی» ترجمه اسدالله آزاد.مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد. سال ۱۹، شماره ۳ (پاییز ۱۳۶۵)

    ۱۰- «گزارشی از پیش نشست سمینار کتابخانه های کودکان در کشورهای در حال توسعه» ترجمه اسدالله آزاد. نشریه علوم تربیتی. سال ۹، شماره ۱-۴  (۱۳۶۵)

    ۱۱- پلندرلیت،ه.ج. ورنر،ا.ای.ا. «مراقبت و نگهداری اشیای عتیقه و آثار هنری موزه ها.» ترجمه اسدالله آزاد. مشکوة. شماره ۱۲و۱۳  (پاییز و زمستان ۱۳۶۵)

    ۱۲- بکر،عثمان. «روش شناسی در علوم اسلامی» ترجمه اسدالله آزاد. مشکوة. شماره ۱۵(تابستان ۱۳۶۶)

    ۱۳- اوانز،ا.بورکو،هارولد و پاتریشیا فرگسون. «نقد معیارهای به کار رفته در سنجش کارآیی کتابخانه » ترجمه اسدالله آزاد. نشریه علوم تربیتی. سال۱۰، شماره۳ و ۴(۱۳۶۶) نیز در: مشکوه. شماره۱۷ (زمستان ۱۳۶۶)

    ۱۴- سیمون،بئاتریس و. «نیاز به دانستنیهای مدیریت در کتابخانه ها» ترجمه اسدالله آزاد. مشکوة. شماره ۱۸و۱۹(بهار و تابستان ۱۳۷۶)

    ۱۵- آزاد،اسدالله. «خاورشناسان» مشکوة. شماره ۱۸ و ۱۹ (بهار و تابستان۱۳۶۷)

    ۱۶- آزاد،اسدالله. «شرح احوال و آثار رینولدالن نیکلسون» مشکوة. شماره۲۰ (پائیز۱۳۶۷)

    ۱۷- عبدالعی.«بازنگری تفکر عرب جاهلی» ترجمه اسدالله آزاد. مشکوة. شماره۲۶ (بهار۱۳۶۹)

    ۱۸- موکهر جی.ا.ک. «آموزش و کتابخانه، دو خدمت همگون» ترجمه اسدالله آزاد. مشکوة. شماره۲۱ (زمستان۱۳۶۷)

    ۱۹- ابراین، ریتاکرویز، هلایز،ج.ک. «اقتصاد سیاسی اطلاعات» ترجمه اسدالله آزاد. دانشمند. ویژه نامه اطلاعات. سال۲۸، شماره۴۱ (شهریور۱۳۶۹)

    ۲۰- حاج بکری، سهد؛ حاج بکری، فهد. «روش شناسی کامپیوتری برنامه ریزی شبکه فرعی ارتباطی شبکه بین المللی اطلاع رسانی اسلامی» ترجمه اسدالله آزاد. در شبکه اطلاع رسانی در کشورهای اسلامی. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۶۹٫

    ۲۱- رویان،بروس. «مدلهای شبکه سازی: مقایسه تجربه سه کشور» ترجمه اسدالله آزاد. در شبکه اطلاع رسانی در کشورهای اسلامی. تهران: دفترپژوهشهای فرهنگی، ۱۳۶۹٫

    ۲۲- ماسون،جان م.،پیترز روث تی. «علم، فعالیتی انسانی» ترجمه اسدالله آزاد. مشکوة. شماره۲۲ (بهار۱۳۶۸)

    ۲۳- آزاد، اسدالله. «کتابخانه عمومی و توسعه فرهنگی؛ نظرخواهی» پیام کتابخانه. سال دوم، شماره۲ و۳ (تابستان و پائیز۱۳۷۱)

    ۲۴- آزاد، اسدالله. «راهنماها» پیام کتابخانه. سال دوم، شماره ۴(زمستان ۱۳۷۱)

    ۲۵- مکی،تری؛ مکی،کیتی. «کیفیت گرائی: رهبرد دمینگ در خدمات کتابخانه».

    ۲۶- مارگارت ر.،مارشال. «کتابدار کتابخانه کودکان و کودک معلول» ترجمه اسدالله آزاد. پیام کتابخانه. سال دوم، شماره اول (بهار ۱۳۷۱)

    ۲۷- کوزویل،ریموند. «عصر دانش» ترجمه اسدالله آزاد. پیام کتابخانه. سال دوم، شماره ۲ و۳ (تابستان۱۳۷۱).

    ۲۸- آزاد، اسدالله. ” منابع مرجع جغرافیا: گزارمانی گزیده”. فصلنامه تحقیقات جغرافیایی. شماره ۵۷-۵۶ سال ۱۳۷۹

    ۲۹- آزاد، اسدالله. ” نگاهی به عناوین پایان‌نامه‌های کتابداری و اطلاع‌رسانی خارجی بین سالهای ۱۹۹۴- ۱۹۹۹″. با همکاری: یزدان منصوریان، دفتر کتابداری دانشگاه تهران. شماره ۳۷ سال ۱۳۸۰٫

    ۳۰- آزاد، اسدالله. ” بهره‌وری در اطلاع‌رسانی”. علوم اطلاع‌رسانی. دوره ۱۷، شماره ۱و۲و۳ ص، پاییز و زمستان ۱۳۸۰٫

    ۳۱- آمنو، اکیدو اپودو، انورما. ” انجمن کتابداران کشورهای مشترک المنافع”. ترجمه اسدالله آزاد. در: دایره المعارف کتابداری و اطلاع‌رسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱٫

    ۳۲- اوی انما.” کتابخانه‌های استونی.” ترجمه اسدالله آزاد. در دایره المعارف کتابداری و اطلاع‌رسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران. ۱۳۸۱٫

    ۳۳- استان مید. ” کتابخانه های زیمباوه” . ترجمه اسدالله آزاد.در دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱٫

    ۳۴- حمدم الهادی.” کتابخانه های امارت متحده عربی”. ترجمه اسدالله آزاد. در: دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱٫

    ۳۵- الکس لدتسون.” ویلیام فردریک پول .” ترجمه اسدالله آزاد. در دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱٫

    ۳۶- هیپولیتو اسکولار ـ سویرینو. ” کتابخانه‌های اسپانیا .” ترجمه اسدالله آزاد در دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۱٫

    ۳۷- آزاد، اسدالله. ” گفتگو با اسدالله آزاد”. گفتگو با عبدالرضا نوروزی چاکلو. کتاب ماه کلیات. آبان ۱۳۸۲٫

    ۳۸- آزاد، اسد الله. ” شمه‌ای از سیبرنتیک نظریه اطلاعات و کاربرد آن در کتابداری و اطلاع رسانی”. با همکاری محمد حسن زاده. فصلنامه کتاب. شماره ۵۵ (پاییز ۱۳۸۲)

    ۳۹- آزاد، اسدالله. ” نظامهای هوشمند و کاربرد آنها در کتابداری و اطلاع رسانی . “با همکاری: مریم اخوتی. کتابداری و اطلاع رسانی، ،شماره۲۴، (زمستان ۱۳۸۲).

    ۴۰- آزاد،اسدالله.« هوش مصنوعی و کاربردآن در اطلاع رسانی و ارائه دانش». با همکاری : حمید دلیلی.در اطلاع‌شناسی شماره ۴ سال اول شماره ۴ تابستان ۱۳۸۳

    ۴۱- آزاد،اسدالله .« بررسی رابطه میزان تولید ناخالص ملی با میزان تولید و مصرف اطلاعات ». با همکاری: علی‌حسین قاسمی، محسن نوکاریزی. مطالعات تربیتی وروا‌ن‌شناسی؛ ویژه کتابداری و اطلاع‌رسانی. دوره پنجم، شماره دوم، سال ۱۳۸۳٫

    ۴۲- آزاد، اسدالله، علی‌رضا گنجی. ” مطالعه وضعیت تولید علمی عضای هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد”. کتابداری و اطلاع‌رسانی آستان‌قدس، جلد هشتم، شماره ۲۹، سال ۱۳۸۴٫

    ۴۳- آزاد، اسدالله ” نیم‌رخ وضعیت نسبی چهاره کتابخانه درون شهری آستان قدس رضوی با استفاده از شیوه استانداردسازی دیانی” کتابداری و اطلاع‌رسانی آستان قدس. جلد هشتم، شماره ۲۹، سال ۱۳۸۴

    ۴۴- آزاد،‌اسدالله” کتابداری درکتابخانه‌های مدارس” نقد و بررسی. کلیات کتاب ماه. سال هشتم. شماره ششم و هفتم (‌خرداد و تیر ۱۳۸۴)

    ۴۵- آزاد، اسدالله ” نقدی به کتابخانه در ایران” کلیات کتاب ماه. سال هشتم. شماره ششم و هفتم(‌خرداد و تیر ۱۳۸۴)

    ۴۶- آزاد، ‌اسدالله “‌تاریخچه و فلسفه علم اطلاع‌رسانی” با همکاری علیرضا اسفندیاری مقدم. کلیات کتاب ماه. سال هشتم. شماره ششم و هفتم ( خرداد و تیر ۱۳۸۴)

    ۴۷- آزاد، اسدالله”‌ کتابخانه و کتابداری”‌نقد و بررسی. کلیات کتاب ماه. سال هشتم. شماره ششم و هفتم ( خرداد و تیر ۱۳۸۴)

    ۴۸- آزاد، اسداله “‌ایجاد یک مرکز اطلاع‌رسانی”. کلیات کتاب ماه. سال هشتم. شماره ششم و هفتم ( خرداد و تیر ۱۳۸۴)

    ۴۹- ولف، میلتون. “‌ گردآوری مواد علمی از مناطق در حال رشد تنگنای جهانی، راه‌حلهای مسترک”. ترجمه اسدالله آزاد در گزیده مقالات ایفلا ۹۹ (‌ بانکوک،‌۲۰-۲۸ اوت ۱۹۹۹). تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۰، ۱۲-۲۱

    ۵۰- آزاد،‌اسدالله “‌ نظریه‌عمومی نظامها در کتابداری و اطلاع‌رسانی” : با همکاری عبدالرضا نوروزی. فصلنامه کتابداری و اطلاع‌رسانی. جلد ۷،‌شماره ۳٫ ص ۶۱-۱۰۷ سال ۱۳۸۳٫

    ۵۱- آزاد، اسدالله ” نقش اطلاعات در انتقال فناوری” آموزش مهندسی ایران. شماره ۲۷، سال هفتم، پاییز ۱۳۸۴

    ۵۲- آزاد، اسدالله ومرادی مقدم، حسین ” ارتباطات و اطلاعات” در حال نشر.

    ۵۳- آزاد، اسدالله و مختاری، حیدر ” نمونه ارتباطی کتابخانه” در حال نشر

    ۵۴- آزاد، اسدالله وارسطوپور، شعله ” بررسی وجوه مشترک نظری میان برچسب ‌گذاری به منزله ارتباطی متقاعدگرانه و برچسب‌گذاری موضوعی در ذخیره و بازیابی اطلاعات: نگاهی تطبیقی” در حال نشر

    ۵۵- آزاد، اسدالله وشریف، عاطفه ” نگاهی به بازنمون رسمی دانش دروب معنایی و پیوند آن با سیبرنتیک” در حال نشر.

    ۵۶- پریرخ،‌ مهری؛ آزاد،‌اسدالله و دلقندی، فائزه. “‌تحلیلی پیوندهای فرامتنی در وب‌سایتهای کتابخانه‌های دانشگاهی ایران”. کتابداری و اطلاع‌رسانی. جلد دهم، شماره ۳۷

    ۵۷- آزاد، اسدالله وعباسی، زهره “‌ارتباطات و فرهنگ” در حال نشر.

    ۵۸- آزاد، اسدالله و علیزاده، حمید “‌ ارتباطات علمی از دیروز تا فردا: بررسی مدارس مختلف دسترسی به نتایج تحقیقات علمی” در حال نشر.

    ۵۹- آزاد،‌اسدالله و زندی‌روان، نرگس ” بررسی فراگرد ارتباط در کتابخانه” در حال نشر.

    ۶۰- آزاد،‌اسدالله و رحمت پور، موسی ” نگرش مدیران و مسئولان کشور کتابخانه‌های مرکزی دانشگاه‌های کشور ایران درباره عوامل تأثیرگذار بر سنجش نیازهای اطلاعاتی” در حال نشر.

    ۶۱- آ‍زاد، اسدالله و عباسی، زهره ” مقایسه تطبیقی در کشور ایران و مالزی از نظر تولید علم در فاصله سال ‌های ۱۹۹۰- ۲۰۰۵″ در حال نشر.

    ۶۲- آزد، اسدالله و علیزاده، حمید ” بررسی معیارهای انتخاب دانش از دیدگاه سایبرنتیک” در حال نشر.

    ۶۳- آزاد،اسدالله و آبام، زویا ” سایبرنتیک و کنترل” در حال نشر.

    ۶۴- آزاد، اسدالله ” مفهوم اطلاعات و ارتباطات و میانکنش بین آنها” در حال نشر.

    ۶۵- آزاد، اسدالله و مختاری، حیدر ” 
    تعیین و تبیین عناصر و ساختار ارتباط در نظام کتابخانه و پیشنهاد مدل ارتباطی برای آن“. فصلنامه کتاب. شماره ۴۱ (بهار ۱۳۸۷).

    ۶۶- اوتن،کلاوس، آنتونی دبونز. «به سوی ماوراء علم اطلاعات: اطلاع شناسی» ترجمه اسدالله آزاد. مجله انجمن اطلاع رسانی امریکا (ژانویه- فوریه۱۹۷۰) 
    مقاله‌های منتشر نشده:

    ۱- ویلیامز،جیمز جی. «تکنولوژی در کتابخانه ها: بررسی مطالعات پیشین» ترجمه اسدالله آزاد.

    ۲- وینگر،هوارد دبلیو. «سیمای کتابداری: جستجویی تاریخی» ترجمه اسدالله آزاد. در هفت پرسش درباره حرفه کتابداری. شیکاگو: دانشگاه شیکاگو، ۱۹۶۱٫

    ۳- اور،ریچارد و دیگران. «تهیه ابزار متدولوژیک برای برنامه ریزی و مدیریت کتابخانه»ترجمه اسدالله آزاد. در روشهای پژوهش کتابداری. واشنگتن دی.سی: میکوکار دادیش، ۱۹۷۰٫

    ۴- ویت،ملوین ج. «رهیافتهای اطلاعاتی» ترجمه اسدالله آزاد.

    ۵- سایمون،جولیان ل. «مراحل پژوهش تجربی» ترجمه اسدالله آزاد. در روشهای اساسی پژوهش در علوم اجتماعی: هنر کاوش تجربی. نیویورک: رندوم هاوس،۱۹۶۹٫

    ۶- کبیر، همایون «علم مردم سالاری و اسلام» ترجمه اسدالله آزاد. در علم مردم سالاری و اسلام و چند مقاله دیگر. لندن: جرج الن و انوین، ۱۹۵۵٫فصل اول.

    ۷- «نیازها و سیاستهای آموزشی: هدفها و مقاصد» ترجمه اسدالله آزاد. در زبانشناسی کاربسته و آموزش و یادگیری زبانهای خارجی. لندن: ادوارد آرنولد، ۱۹۸۴٫ فصل نهم.

    ۸- «گزینش مواد زبانی و محتوای دروس» ترجمه اسدالله آزاد. در زبانشناسی کاربسته و آموزش و یادگیری زبانهای خارجی. لندن: ادواردآرنولد، ۱۹۸۴٫ فصل دهم.

    ۹- آزاد،اسدالله. «فهرستنویسی تعاونی یا برنامه ملی انتخاب و تهیه فهرست مواد.»

    ۱۰- آزاد،اسدالله. «سرچشمه هفت تنگنای عمده تحقیق در علوم انسانی و اجتماعی و تنگراههای گذشتن از این هفت خوان.»

    ۱۱- کورزویل، ریموند. «عصر دانش» مجله کتابداری. ترجمه اسدالله آزاد. دوره ۱۶ (۱۵سپتامبر ۱۹۹۱).چاپ شده در فصلنامه پیام کتابخانه. سال دوم، شماره ۲و۳(تابستان و پائیز ۱۳۷۱)

    ۱۲- مارگارت ر.مارشال. «کتابدار کتابخانه کودکان و کودک معلول» ترجمه اسدالله آزاد. نقد و بررسی بین المللی آثار کتابداری، دوره ۹ (۱۹۷۷) چاپ شده در فصلنامه پیام کتابخانه. سال دوم. شماره اول، بهار۱۳۷۱

    ۱۳- کیهائو میائو «بودن یا نبودن» کتابخانه های عمومی و انقلاب جهانی دانش. گزیده مقالات ایفلای ۹۸٫ ترجمه اسدالله آزاد.

    ۱۴- آمنوآپودو، آنورما «انجمن کتابداران کشورهای مشترک المنافع»گزیده مقالات ایفلای ۹۸٫ ترجمه اسدالله آزاد.

    ۱۵- اوی انما.«کتابخانه های استونی» ترجمه اسدالله آزاد. برای دایرةالمعارف کتابداری و اطلاع رسانی.

    ۱۶- استان مید.«کتابخانه های زیمبابوه» ترجمه اسدالله آزاد.برای دایرةالمعارف کتابداری و اطلاع رسانی.

    ۱۷- حمدم الهادی.«کتابخانه های امارات متحده عربی» ترجمه اسدالله آزاد. برای دایرةالمعارف کتابداری و اطلاع رسانی.

    ۱۸- الکس لدتسون.«ویلیام فردریک پول» ترجمه اسدالله آزاد. برای دایرةالمعارف کتابداری و اطلاع رسانی.

    ۱۹- هیپولیتو اسکولارـ سویرینو.«کتابخانه های اسپانیا» ترجمه اسدالله آزاد. برای دایرةالمعارف کتابداری و اطلاع رسانی

    انتهای‌پیام/۲/

    Share/Save/Bookmark

    کد مطلب:۱۱۰۰۶

    به گزارش عصرهامون، به نقل از تفتان ما، برداشت پرتقال از روستاهای همیشه سرسبز شهرستان خاش شروع شد.

    انتهای پیام/۳۰۲۸
     

    عکاس: انریکو کارپی.

    عکاس: انریکو کارپی.

     

    ماسیمو پیلیوچی، ایان — آدم‌ها به دلایل مختلف، از موارد جزیی گرفته (مثل اینکه در بزرگراه یک نفر راه را سد کند) تا مواردی واقعاً جدی (اینکه در سوریه مردم دارند کشته می‌شوند و کسی نیست که کاری بکند) خشمگین می‌شوند. لیکن در بیشتر مواقع خشم از دلایلی پیش‌پاافتاده ناشی می‌شود. از همین رو، انجمن روان‌شناسی آمریکا بخشی از پایگاه اینترنتی خود را به موضوع مدیریت خشم اختصاص داده است. شگفتا که بخش مزبور همخوانی چشمگیری با یکی از کهن‌ترین رسالات در این موضوع دارد، رساله‌ای با نام در باب خشم۱ که نوشتۀ فیلسوف رواقی، لوسیوس آنائوس سنکا، در سدۀ یکم میلادی است.

    به باور سنکا، خشمْ جنونی زودگذر است. او بر آن است که حتی وقتی خشم موجه باشد نمی‌بایست مبنای کردار ما قرار گیرد، زیرا درحالی‌که «شرارت‌های دیگر بر قضاوت ما تأثیر می‌گذارند، خشم تعقل‌مان را مختل می‌سازد. سایر پلیدی‌ها به‌طرز خفیفی هجوم می‌آورند و به‌طور نامحسوسی رشد می‌کنند، ولی خشمْ عقول آدمیان را به‌یک‌باره در غرقاب خود فرو می‌برد… منشأ خشم به هیچ نحوی از انحا شدت آن را تعیین نمی‌کند: زیرا جزیی‌ترین بهانه‌ها سهمگین‌ترین فوران‌های خشم را به بار می‌آورد».

    اینترنتْ فضایی تمام‌عیار و مدرن برای مدیریت خشم است. آن‌هایی که در فیس‌بوک یا توئیتر حساب دارند یا در وبلاگی مطلب می‌نویسند، مطالبش را می‌خوانند، و نظر می‌نویسند متوجه مقصود من می‌شوند. جالب است که رئیس‌جمهورِ کنونی ایالات متحده، دونالد ترامپ، خشم توئیتری را به اوج‌های (یا، بسته به نظر شما، به حضیض‌های) بی‌سابقه‌ای رسانده است.

    من هم در تالارهای گفت‌وگوی آنلاین مطالب زیادی می‌نویسم. به‌عنوان یک معلم، نوشتن چنین مطالبی بخشی از کار من است، کاری که فکر می‌کنم به‌عنوان

    خشمْ عقول آدمیان را به‌یک‌باره در غرقاب خود فرو می‌برد

    یک شهروند وظیفۀ من است. گفت‌وگوهایی که میان من و افرادی از سراسر دنیا رد و بدل می‌شود عموماً صمیمانه و به‌نحوی متقابل آموزنده است، اما گاه نیز زننده درمی‌آید. مثلاً نویسنده‌ای که اخیراً در مورد موضوعی فنی با من مخالفت کرد مرا عضوی از «مجمع دیوانگان» نامید. آه! چطور ممکن است که این قبیل حرف‌ها آدم را آزرده نسازد؟ به‌ویژه آنکه این حرف‌ها را نه یک ترول[۲] ناشناس، بلکه شخصی سرشناس گفته باشد که متجاوز از ۲۰۰ هزار فالوور دارد؟ چنین چیزی با عمل به اندرز اپیکتتوس یکی دیگر از فلاسفۀ رواقی قرن دوم میلادی ممکن است، کسی که خود را از بردگی به آموزگاری بالا کشید. پند او به شاگردانش این بود: «به یاد داشته باشید که این ما هستیم که خود را عذاب می‌دهیم و برای خود مشکل می‌آفرینیم، به عبارت دیگر نظرات ماست که این بلا را بر سر ما می‌آورد. مثلاً مورد اهانت قرارگرفتن به چه معناست؟ کنار صخره‌ای بایستید و به آن توهین کنید، چه نصیب‌تان می‌شود؟ اگر آدمی مثل صخره به اهانت دیگران پاسخ دهد، شخص توهین‌کننده از ناسزاگویی‌اش چه طرْفی برمی‌بندد؟»

    واقعاً همین‌طور است. البته ایجاد نگرشی صخره‌مانند به اهانت‌های دیگران فرایندی زمان‌بر است و مستلزم تمرین و ممارست می‌باشد، منتها در این طریق، وضعیت من روبه‌راه‌تر شده است. خب من در قبال یاوه‌سرایی فوق‌الذکر چه کردم؟ مانند صخره عمل کردم. آن را نادیده گرفتم و انرژی‌ام را صرف پرسش‌های واقعی سایرین کردم و نهایت سعی‌ام را به خرج دادم تا آن‌ها را در بحثی سازنده مشغول کنم. درنتیجه با خبر شدم که نویسندۀ برجستۀ مزبور از خشم لبریز شده، درحالی‌که من آرامشم را حفظ کرده بودم.

    حال برخی می‌گویند که خشم واکنشی درست به شرایطی معین، مثل بی‌عدالتی، است. آن‌ها معتقدند که در چنین شرایطی خشم -در حد اعتدال- می‌تواند نیروی برانگیزنده‌ای برای اقدام باشد. سنکا اما در پاسخ این افراد می‌گفت که حکایت خشمِ معتدلْ حکایت خوک‌های پرنده است: چنین چیزی در عالم وجود ندارد. اما دربارۀ انگیزه‌ای برای اقدام،

    کنار صخره‌ای بایستید و به آن توهین کنید، چه نصیب‌تان می‌شود؟

    رواقیون بدین باور قائل‌اند که عواطف مثبت، نظیر حس آزردگی از مشاهدۀ بی‌عدالتی، یا تمایل به ساختن دنیا چونان مکانی بهتر برای همگان، ما را به عمل‌کردن برمی‌انگیزد. لزومی ندارد که خشمگین شویم. درواقع معمولاً خشم مانع اقدام می‌شود.

    مارتا نوسبام، فیلسوف معاصر، در مقاله‌ای که دربارۀ نلسون ماندلا نوشته نمونه‌ای مشهور و امروزی به دست می‌دهد: چنان‌که نوسبام نقل می‌کند موقعی که حکومت آپارتاید آفریقای جنوبی ماندلا را برای تحمل ۲۷ سال حبس روانۀ زندان می‌کند، او به‌شدت خشمگین می‌شود. وی دلایل موجهی داشت: نه‌تنها علیه شخص خودش، بلکه به‌طور کلی علیه ملتش، ستم سنگینی روا داشته شده بود. بااین‌حال، یک وقتی ماندلا متوجه شد که پروبال‌دادن به خشم‌اش، و اصرار بر اینکه رقبای سیاسی‌اش را چونان هیولاهای غیرانسانی تصور کند، راه به جایی نمی‌بَرد. لازم بود که بر آن هیجان مخرب چیره شود تا به آن سوی ماجرا برسد و اگر نه دوستی، لااقل اعتماد را جلب کند. ماندلا با نگهبان خود طرح رفاقت ریخت و درنهایت قمار او جواب داد. ماندلا توانست آن گونه گذارهای صلح‌آمیز به جامعه‌ای بهتر را شاهد باشد که شوربختانه در طول تاریخ ندرتاً اتفاق می‌افتد.

    طُرفه آنکه یکی از لحظات حیاتی تحول ماندلا هنگامی رخ داد که یکی از همبندانش نسخه‌ای از کتاب یکی از فلاسفۀ رواقی را قاچاقی وارد زندان کرد و کتاب مزبور در میان زندانیان دست به دست گشت. نوشتۀ مزبور تأملات۳ مارکوس اورلیوس بود. به باور مارکوس، آنچه باید در قبال اشتباهات دیگران انجام دهیم این است که «به ایشان یاد دهید و، بی‌آنکه خشمگین شوید، اشتباهشان را بر آنان معلوم دارید» و این همان کاری است که ماندلا بسیار مؤثر انجامش داد.

    لذا در اینجا با الهام از سفارش سنکا، راهنمای مدرنِ رواقی برای مدیریت خشم را ارائه می‌کنم:

    • به تأمل پیشگیرانه مشغول شوید. فکر کنید که چه شرایطی شما را از کوره در می‌بَرد و جلوتر تصمیم بگیرید که چگونه می‌خواهید با آن‌ها مواجه شوید.

    • به مجرد آنکه نشانه‌های خشم را احساس کردید، مهارش کنید. درنگ نکنید وگرنه از کنترل

    فکر کنید که چه شرایطی شما را از کوره در می‌بَرد و جلوتر تصمیم بگیرید که چگونه می‌خواهید با آن‌ها مواجه شوید

    شما خارج خواهد شد.

    • تا جایی که می‌توانید با افراد آرام معاشرت کنید و از اشخاص تحریک‌پذیر و عصبانی دوری گزینید. خلق‌وخو مُسری است.

    • سازی بنوازید یا به‌نحوی هدفمند سرگرم فعالیت‌هایی بشوید که ذهنتان را آرام می‌کند. ذهن آرام خشم نمی‌گیرد.

    • به‌دنبال محیط‌هایی باشید که رنگ‌هایی دلپذیر دارد نه رنگ‌های تحریک‌پذیر. کنترل‌کردن شرایط بیرونی حقیقتاً بر خلق‌وخوی ما تأثیر می‌گذارد.

    • وقتی خسته هستید، وارد گفت‌وگو نشوید؛ خستگی آدم را تحریک‌پذیرتر می‌کند و این به‌نوبۀخود می‌تواند خشم را تشدید کند.

    • به همان دلیل، وقتی تشنه یا گرسنه هستید سر بحث را باز نکنید.

    • طنزی خودْخوارشمارنده را به کار گیرید که بهترین سلاح ما در برابر پیش‌بینی‌ناپذیری جهان و ناخوشایندیِ پیش‌بینی‌پذیر برخی از همنوعان ماست.

    • فاصله گرفتن مثبت -یعنی همان چیزی که سنکا «به تأخیر انداختنِ» واکنش می‌خوانَد- را تمرین کنید. به پیاده‌روی بروید، در حمام استراحت کنید و یا به هر کاری بپردازید که به شما امکان می‌دهد تا بیرون از موقعیتی تنش‌زا نفَسی تازه کنید.

    • تغییرِ ذهن منوط به تغییرِ جسم است. تعمداً آهسته‌تر گام بردارید. تُن صدایتان را پایین بیاورید و، در جسم خود، سلوک فردی آرام را جا بیاندازید.

    مهم‌تر از همه و به‌عنوان راهی برای بهتر زیستن، دستگیر دیگران باشید. سفارش سنکا در باب خشم در مقابل آزمون زمانه سربلند بیرون آمده و چقدر خوب خواهد بود که همۀ ما آن را مراعات کنیم.


    پی‌نوشت‌ها:
    * این مطلب را ماسیمو پیلوچی نوشته و در تاریخ ۱۳ اکتبر ۲۰۱۷ با عنوان «Anger is temporary madness: the Stoics knew how to curb it» در وب‌سایت ایان منتشر شده است و وب‌سایت خبری رسانه ای در تاریخ ۲۵ آذر ۱۳۹۶ آن را با عنوان «صخرۀ سنکا موج‌های خشم را می‌شکند» و ترجمۀ هوشمند دهقان منتشر کرده است.
    ** ماسیمو پیلیوچی (Massimo Pigliucci) در سیتی کالج و نیز مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیتیِ نیویورک فلسفه تدریس می‌کند. آخرین کتاب او راه و رسم رواقی‌بودن: حکمت باستان در زندگی مدرن (How to Be a Stoic: Ancient Wisdom for Modern Living) (۲۰۱۷) است.
    [۱] On Anger
    [۲] Troll: ترول یا اوباش اینترنتی به افرادی اطلاق می‌شود که در تالارهای گفت‌وگو، بحث‌هایی نامربوط و توهین‌آمیز مطرح می‌کنند تا خود را مطرح سازند [مترجم].
    [۳] Meditations

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت خبری رسانه ای محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس